جمال رضايى
195
بيرجندنامه ( فارسى )
tamsu ) مىگفتند و مرده را روى آن مىشستند و ديگرى اختصاص به كفن كردن مرده داشت ، مرده را پس از شستن در حوض پاياب غسل مىدادند آنگاه او را روى اين تخته كفن مىكردند . 3 - 1 - 8 - پاياب كشمان ( پايوّ كشما [ ن ] payow kesmo [ n ] ) : اين پاياب در ابتداى كشمان پايين شهر ، پيوسته به « باغ فرزانه » و در انتهاى كوچهاى به همين نام - نزديك و در شمال شرقى آبانبار كشمان - قرار داشت كه هر وقت آب به كشمان مىرفت از آن مىگذشت سپس به مصرف كشاورزى مىرسيد . « پاياب كشمان » - چنانكه در آغاز اين فصل ياد شد - پايابى متروك و تا اندازهاى ويران بود و بهنظر مىرسيد كه در گذشتههاى دور هم از آن استفاده نمىشده و يا كمتر مىشده است ، علّت اين امر شايد آن بوده كه آب هميشه از اين پاياب نمىگذشت و تنها در اوقاتى كه آب « قصبه » به قسمتهاى غربى « كشمان ته ده » مىرفت از آن عبور مىكرد . اين پاياب اكنون وجود ندارد و به كلّى از ميان رفته است . * * * در روستاهاى بزرگ يا نسبتا بزرگ پيرامون شهر و محدودهء مورد پژوهش ما نيز پايابهايى وجود داشت . اين پايابها كه بسيارى از آنها هنوز باقى هستند تكاتاقهايى - معمولا خشت و گلى و گنبدى و بىدر - بودند كه بر روى جوى آب قناتها ساخته شده بودند و حوضى در ميان آنها وجود داشت كه مرده را در آن مىشستند و غسل مىدادند . در روستاهاى كوچك كه آب كاريز يا چشمهء آن براى اين منظور كفايت نمىكرد و نمىكند مردگان را در « استخر » ده مىشستند و مىشويند . 2 - 8 - چاه پايابها : در ذكر معانى واژهء « پاياب » گفتيم كه يكى از معانى « پاياب » اينست : « چاهى كه زينهپايهها بر آن بسته باشند تا به آسانى به ته رفته آب بردارند » . در بيرجند به اين نوع پاياب « چخ پايوّ cax payow » گفته مىشود كه مركب است از « چخ » ( - چه - چاه ) و « پايو » ( - پاياب ) و بر
--> واژه « تمشو » از دو جزء تركيب شده است : جزء نخست آن يعنى « تم » تلفّظ گويشى ديگرى از « تن » فارسى است ( مانند واژهء « كتن » فارسى كه در اين گويش « كتم » گفته مىشود و جزء ديگر آن يعنى « شو » ستاك امر و مضارع مصدر شستن است و واژه بر روى هم « تنشوى » معنى مىدهد و اختصاصا به تختهاى گفته مىشد كه « جسد » مرده را روى آن مىشستند . در برخى نقاط به اين تخته ، « تختهء شو » مىگويند . نك : « واژهنامهء گويش بيرجند » .